حرف خاصی ندارم
فقط خواستم بگم قدر زندگیت رو بدون
شاید الان ناراحتی، عصبانی، دلگیری و حتی ناامیدی
همه اینا گذرا هستن
چیزی که باقی میمونه، تویی
عملت، رفتارت، گفتارت
حتی اگه خیلی هم سخت، بازم تلاش کن انسان خوبی باشی
لبخند بزن، میدونم که از پسش برمیای


چند صباحی است که مدام داستان زندگی یوسف پیامبر در ذهنم مانند یک فیلم دوره می شود.
سختی ها و رنج های پیش آمده
آزمون های الهی
و نتایج و رفتار های ایشان در آن ها
هر کدام از ما یوسف زندگی خویش است.
از همان تنفس ابتدایی در این دنیا، چراغ سبز عمرمان روشن و مسیر زندگی آغاز شد
ناملایمات بسیار دیدیم
رنج های فراوان کشیدیم
اما خودمانیم
در کدام لحظه بود که تنها و تنها او را یاور بدانیم؟!
کجا بود که پیش از هر عجز و لابه ای
در دل شب سجاده باز کرده، سر به مهر نهاده و از او استعانت جوییم؟
گاه با خود می گویم اگر از اولیا و مقربان درگاهش بودم و این گونه بندگی اش را می کردم، در سرای واپسین می توانستم لحظه ای سر از گریبان شرمساری بیرون آورم؟!
حقا که اهل خشوع بودن مرد میدان می خواهد…
وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ (بقره/45)

برای هزارمین مرتبه به خودم نهیب زدم که محض رضای خدا، در زمان عصبانیتت تصمیمی نگیر
بدتر از همه اینکه تصمیمات گرفته و نگرفته ات را عملی نکن
گدازه های بی رحمانه ات اول از همه دل خویش را سوزانده
و بعد هم دامن دیگران را می گیرد
حال دیگران به مرور زمان خوب می شود
اما دل تو، همیشه از درون آتش است
آتش حسرت
که ای کاش آن روز صبر می کردم
کاش زبانم لال می شد و آن لحظه چیزی نمی گفتم
کاش…
وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الحَْسْرَةِ إِذْ قُضىَِ الْأَمْرُ وَ هُمْ فىِ غَفْلَةٍ وَ هُمْ لَا يُؤْمِنُون
آنان را از روز ندامت بترسان، آن دم كه كار بگذرد و آنها بیخبر مانند و باور ندارند. (مریم/۳۹)


دلت که گرفت سراغ خلوتگاه کتابهایت برو
چشمانت را ببند و با دلت یکی را انتخاب کن
بوی کاغذها روحت را تازه میکند
و چه خوش لحظاتی است وقتی که دلت یار را برمیگزیند
یاری از جنس حسین(علیه السلام)
و دیاری از جنس کربلا
دلت که گرفت سراغ دوا و درمانهای موقت دنیایی نرو
آب را باید از سرچشمه گرفت
و چه چیز بهتر از وصل شدن به بندگان مخلص خدا


سر شوخی را بی هوا باز نکنید.
گاهی شوخی شوخی همه چیز جدی می شود.
اینکه فکر می کنیم او حرف های ما را نمی شنود خیال خامی بیش نیست!
ریز به ریزش را می شنود و سربزنگاه افکار پلیدمان را به ما بازمی گرداند و در دل می گوید: هرچی عوض داره گله نداره!
ما نیز گرفتار این خیال خام بودیم و شوخی شوخی گفتیم بهانه پنچری بیاوریم برای دیر رسیدن که رویمان سفید گشت به زرنگی او
و در کمتر از کسری از ساعت، چرخ کنار نیت کننده پنچر شد.
حقا که انما الاعمال بالنیات
همیشه نیت پاک در سر بپرورانید و آگاه باشید که او شنوای همیشه در صحنه است.

پیوند: http://dalahoo.kowsarblog.ir/mom
مـادرها را که دیدهای
دل در دلشان نیست
خدا نکند به شور زدن بیافتد
که اگر افتاد با هیچ دلیل و منطقی آرام نخواهد شد
مگر دیدار دلدار به صحت و سلامت
و من درماندهام از بی تابی دل مـادری
در گودی قتلـگاه
آنگاه که دیگر نه سلامتی است و نه سـری…
السلام علیک یا فاطمة الزهراء(سلام الله علیها)
